جنگ

 ناله باد بر گردنم می پیچد  

 رد باران بر اندامم کشیده می شود  

 رنگ خون چشم هایم را می بندد  

 مرگ در آغوشم شیون می زند  

 و من،در ویرانه های سرزمینم  

 به دنبال آزادی می گردم...