شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 11 مهر ماه سال 1388

کوتاه شده اید 

که آسمان را در بلندا می بینید 

و نیمه گمشده را می جویید 

دردا..... 

که ایستاده می میرید 

میان دولحظه پوچ 

در قلمروی نادانی خویش 

و دروغ می گویید  

به آینه ها 

و به ساعت دیواری 

که پرپر می زند  

و مرگ می شمارد

شنبه 28 شهریور ماه سال 1388
پاییز

باز پاییز... 

وجنون پرسه های تنهایی 

گوش کن 

صدا می زند مرا، خیابان همیشه بارانی 

و رنگ های همیشه خیس 

 

در هفتمین روز بی کسی 

قمری ها حسرت می خوانند  

من بوی پاییز می گیرم 

و باران نرم گواهی می دهد ویرانی را

جمعه 20 شهریور ماه سال 1388
سربداران

در زمینی که دیگر خدا نیست...

گلوی خونین کوچه ها می جوشد

و قیام سربداران واپسین نبردی ست

که نوید بازگشت پیامبران را می دهد

و ابتذال مرده خوارانی

که گندابشان را به وسعت انسانیت گسترده اند

شنبه 14 شهریور ماه سال 1388
دیوار

دیرگاهی ست 

که در برابر چشمانت به خود می تپم 

و خیره می مانم 

بلندای دیوار ایمانت را 

فریادها انتظار می کشند... 

چراکه می دانند، سخت می هراسی 

از لغزش قلبت و ریزش باورهایت

شنبه 14 شهریور ماه سال 1388
گورستان بی مرز

به تماشا نشسته ایم  

رد خون ها را در گورستان بی مرز 

کوچ مردمان را از غربتی به غربتی دیگر 

و کشتار فریاد ها را در پستوی خانه ها 

 

دردی بیهوده را تکرار می شویم  

حال که می دانیم...  

ما را با رهایی پیوندی نیست 

 

در این میان 

 تنها تداوم توست که مرا باز می دارد 

از سفری در پی هیچ...

شنبه 14 شهریور ماه سال 1388
نقاب

خواهرانت را برچهره ام نقاب می کنی  

دخترانت را بر پیکرم تنپوش  

تا نبض خیالت را تطهیر کرده  

و مومنانه عشق را پنهان 

 

اما من بی نقاب به خواب می روم  

با انحنای اندامم و پیچش نفس هایت 

  

خورشید را در عمیق ترین روزنه  

با دانه های تنت پیوند می زنم

تا قاصدکان زیر باران جوانه زنند  

و دنیا را پر کنند از شب های بی حصار

یکشنبه 25 مرداد ماه سال 1388
سرزمین عریانی

امشب به آسمان می روم 

و قصه تمام می شود  

سفر نه، هجرت می کنم 

تا آرام گیرد ناتمامی جنونم 

و تشنه ترین نیاز تنم 

 آخرین شعر را نخوان 

در سرزمینی که دوستش ندارم 

اینجا بوسه را به دشنام مرگ آونگ کرده اند

آنان که جهنم موعود را در راهند  

 بگذار برای فردا... 

برهنه ترین حرف را در سرزمین عریانی بگو

یکشنبه 25 مرداد ماه سال 1388

در مرداب روحم  

صدف های گمشده را می جویی  

در ابتذال آغوشم 

حس رهایی را پر می کشی

از هیچ بتی می سازی  

و عظمت حقیرش را می ستایی 

چه ساده می مانی...

<<      1      2      3